هفته پیش اولین جلسه ترم جدید زبان فرانسه بود. استاد جدیدمان دختر نسبتا جوانی بود و اول جلسه توضیح داد که کلاس را زودتر از وقت معمول تعطیل می کند. وقتی کلاس را تعطیل کرد و خواست برود، از ما عذرخواهی کرد و گفت به خاطر اجرای یک برنامه تلوزیونی، مجبور است تا سه-چهار هفته کلاس رو زودتر تعطیل کند.
محض خوشمزگی، من گفتم که "آره... می گن فقط خائنا واسه صدا و سیما کار می کنن." بچه های کلاس خنده مختصری کردند اما استادمان عصبانی شد و با صدایی لرزان گفت که قبلا سعی کرده استعفا بدهد ولی مجبور شده به خاطر قراردادش به کار ادامه بدهد. گفت خودش هم از کسانی بود که باتوم خورده و مدتی بستری شده است. هر چقدر هم سعی کردم از دلش در بیاورم فایده نداشت.
خلاصه اینکه به این نتیجه رسیدم که این ترم را حتما رد میشوم. برای همین، این بار که رفتم سر کلاس خودم را برای معذرت خواهی و چاپلوسی تا آخر ترم آماده کردم و حتی تکلیف خفت باری که به بچه ها داده بود (و در شرایط عادی امکان نداشت من آن تکلیف را انجام بدهم) را هم انجام دادم. اما معلوم شد استادمان عوض شده و دیگر آن خانم را نخواهم دید. امیدوارم از حرف من آنقدر ناراحت نشده باشد که حتی قید یک ترم تدریس را هم زده باشد.
پ.ن: آدمهای هجوی هستند اینها که تلوزیون را تحریم کرده اند و توقع دارند امثال مهران مدیری و مرضیه برومند هم برای تلوزیون برنامه نسازند. تلوزیون مال ماست؛ حق ماست. حالا اگر راهمان را برای ورود به بعضی جاهای آن (مثلا بخشهای سیاسی) بسته اند، دلیل نمی شود خودمان را از بقیه جاها محروم کنیم.