تردید من و موضعگیری امجد
1- این روزها همه اعضای خانواده ما از دستم ناراحتند که به موسوی رأی نمی دهم (مثلا خواهرم از قم زنگ زده بود و سرم داد و بیداد راه انداخته بود!). خودم هم با توجه به اینکه ابدا احتمال انتخاب شدن کروبی به ریاست جمهوری در این دوره را نمی دهم، به این فکر افتاده ام که نکند اصرارم بر رأی دادن به کروبی، متعصبانه و غیر واقع بینانه است. بعلاوه حس کودکانه ای هم هست که دعوتم می کند که با این شور و هیجان سبز همراه شوم. و تازه این خطر را هم نمی شود نادیده گرفت.
اما همچنان دلم (و وجدانم) اجازه نمی دهد که به کسی رأی بدهم که برنامه اش را قبول ندارم. و به هر حال، آدمیزاد به امید زنده است. بلاتکلیف مانده ام...
2- جدال بین احمدی نژاد و موسوی، جدای از اینکه جدال دو طرز تفکر مدیریتی باشد، جدال دو نوع نگاه مذهبی هم هست. یک طرف میدان، آن مذهبی هایی قرار دارند که من دوستشان ندارم (درباره محتوای دینداری این جماعت زیاد توضیح نمی دهم) و در طرف دیگر، مذهبی هایی هستند که دور شدن از آنها باعث شده است که گاهی احساس غربت کنم (توضیح مفصل این احساس غربت بماند برای فرصتی دیگر...). یکی از کسانی که دوری از او باعث شده که گهگاه احساس غربت به من دست بدهد، آیت الله امجد است. و چه جالب است که او امروز صریحا علیه احمدی نژاد موضعگیری کرده است. مطمئنم آن مذهبی هایی که دوستشان ندارم، حتی علیه امجد هم موضعگیری خواهند کرد.



















|