تجمعات و سخنرانی خامنه ای


بر خلاف آن سرخوردگی اولیه از نتایج انتخابات، روز به روز حس بهتری نسبت به اتفاقات اخیر پیدا می کنم.
اول اینکه واقعا امیدوار کننده است که طبقه متوسط ایران و خصوصا اصلاح طلبها، روز به روز انسجام بیشتری پیدا می کنند و شهامت و سازمان یافتگی این را دارند که حرفشان را به این بلندی به گوش کل جهان برسانند. البته من با این جریان همراه نیستم و نه رهبرشان و خواسته شان (ابطال انتخابات) را قبول ندارم. اما همین که مردم توانسته اند دور هم جمع شوند، باعث می شود که دولتمردان مجبور شوند آنها را جدی بگیرند و فشار کمتری بر آنها وارد کنند (و کمی از آنها بترسند!).
دومین اتفاق خوشایند، افزایش صراحت مقامات است. به نظر من این که خامنه ای دست از تعارفات و حرفهای کلی برداشته است و علنا اعلام می کند که با هاشمی اختلاف نظر دارد و نظرات احمدی نژاد به دیدگاه او نزدیک تر است، قدم خیلی مهمی است. البته خامنه ای با دفاع جانانه ای که از شخصیت هاشمی کرد، نشان داد که میدان جنگ و مبارزه این دو طرز فکر، میدانی مؤدبانه و محترمانه خواهد بود. اما در عین رعایت ادب و احترام، قرار است جنگ تمام عیاری بین این دو دیدگاه اتفاق بیافتد. خود من دیدگاه های هاشمی را ترجیح می دهم و البته مطمئنم که حداقل در کوتاه مدت، مجبور خواهد شد که تسلیم شود. اما حالا که همه می دانیم اختلافی هست و به مرور که محتوای این اختلاف روشنتر و شفافتر شد، به راحتی می توانیم جای خودمان را در یکی از این دو جبهه (و یا هیچکدام از آنها!) پیدا کنیم.
این دو اتفاق جالب، باعث شد که من دوباره سرم را از لاکم بیرون بیاورم. در دنیای بیرون خبرهایی هست...