عاقبت شورشها

1- به نظر من، تجمعات روزهای اخیر طرفداران میرحسین چندان همراه با آگاهی نیست. بچه‌ها دارند خودشان را برای هیچ و پوچ به خطر می اندازند. بعضی از دلایل این باور من، از این قرار است:
اولا من معتقدم که احمدی نژاد واقعا پیروز انتخابات بوده. اگر نگاهمان را کمی از تهران بگردانیم، می بینیم که طرفداران احمدی نژاد واقعا بیشتر هستند. (خود من که چند روز پیش به ورامین رفته بودم، به چشم دیدم که طرفداران احمدی نژاد از اکثریت قاطع برخوردارند و تا جایی که من از اقواممان پرس و جو کرده‌ام، در اکثر شهرستان‌های دیگر هم همینطور است).
ثانیا خواسته طرفداران موسوی -ابطال انتخابات- دستیافتنی نیست و اگر عده‌ای واقعا برای این هدف دارند جانشان را به خطر می اندازند، بیهوده می‌میرند. با توجه به تبعات خطرناکی که این مسئله برای رأی‌گیری‌های آینده می تواند داشته باشد -شورش طرفداران نامزدهای شکست خورده در هر انتخابات محلی و ملی- خود من هم با ابطال انتخابات صرفا به خاطر تجمعات مردمی مخالفم.
ثالثا حتی اگر این جماعت موفق شوند و کاری کنند که موسوی به قدرت برسد، آن چیزی را که واقعا می‌خواسته‌اند، به دست نخواهند آورد. حکومت موسوی تفاوت چندانی با احمدی نژاد نخواهد داشت و بعد از چهار سال ریاست او، سرخوردگی و یأسی حتی بیشتر از پایان ریاست جمهوری خاتمی نصیبمان خواهد شد. موسوی صراحتا اعلام کرده که هدفش حفظ جمهوری اسلامی است. باورش برای من سخت است که جوان‌های هم سن و سال من، برای تحقق جمهوری اسلامی آرمانی جانشان را به خطر می‌اندازند.
رابعا، دوستان متوجه نیستند که در صورت ادامه یافتن این شورشها و گسترش آن به مناطقی که جدایی‌طلب‌ها فعالیت دارند، وحدت ملی ما به خطر خواهد افتاد. فرض کنید که سپاه موفق نشود که شما را سرکوب کند و شما هم موفق شدید جمهوری اسلامی را از بیخ نابود کنید. آیا می‌توانید جدایی طلبهای پژاک و افرادی مثل ریگی و... را بدون کمک سپاه سرکوب کنید؟ کشورمان تکه پاره می شود. دلتان را به همراهی کشورهای جهان خوش نکنید. یکی از اهداف پنهان آمریکایی‌ها، تجزیه ایران است. فکرش را بکنید که یک ایران چند پاره، چقدر می‌تواند برای آمریکا مفید باشد.
2- مقامات جمهوری اسلامی، یا بلد نیستند، و یا اینکه اصلا قصد ندارند خشم مردم را کم کنند.
اولا صدا و سیما با اغتشاشگر خواندن تجمع کنندگان، فقط و فقط آنها را عصبانی‌تر می‌کند. احمدی نژاد هم با آن عبارت شاهکارش -خس و خاشاک- آتش خشم معترضین را بیشتر شعله‌ور کرد. کمال بی‌تدبیری این بود که صدا و سیما، موسوی را به بنی‌صدر تشبیه کرد و طرفداران او را هم با مجاهدین خلق مقایسه کرد. چطور می شود اسم این کارها را "کنترل بحران" گذاشت؟
ثانیا استفاده از نیروهای بسیج و لباس شخصی‌ها، باعث می‌شود اتفاقات روزهای اخیر از حالت اعتراض علیه حکومت خارج شده و تبدیل شود به جنگ داخلی بین قشرهای مختلف اجتماعی. همین کارها بوده که باعث شده است مخالفان، هر فرد مذهبی و متدینی را که در خیابان می بینند جزو دشمنان خودشان تلقی کنند و به خود اجازه بدهند که به آنها حمله کنند. جمهوری اسلامی به جای اینکه خودش جلوی مخالفان بایستد، مردم را به جان هم انداخت.
ثالثا، امیدوارم مقامات کمی به گذشته نگاه کنند و فکر کنند که چه چیزی (غیر از نتیجه انتخابات) باعث شده که جوانهای محتاط، بی‌خیال و شوخ‌طبع نسل سومی، تبدیل به چنین موجودات نترس و عصبانی و تلخی بشوند. ما آدم‌های آرامی بودیم. فکر کنید که چه چیزی باعث شد که ما این همه خشم و عقده در دلمان جمع شود. وقتی که جمهوری اسلامی گشت ارشاد راه می انداخت، وقتی به خودش اجازه می داد برخوردهای تحقیرآمیز با متهمان انجام دهد، وقتی فضای دانشگاه را محدود می کرد، وقتی جنبش آرام برابری‌طلبی زنان را سرکوب می کرد، وقتی روزنامه‌ها و مجلات محبوب جوانها را تعطیل می‌کرد... باید فکر این را هم می‌کرد که این عقده‌ها روزی سر باز می کند.
3- من مطمئنم که جمهوری اسلامی می تواند این شورش‌ها را سرکوب کند. اما بهتر است حواسشان باشد که این کشتار و سرکوبها، به همه آن عصبانیت‌های قبلی اضافه خواهد کرد. قائله هجده تیر ختم شد، اما ختم به خیر نشد. این قائله هم ختم می‌شود، اما خانواده جوان‌هایی که کشته و زخمی و زندانی شده‌اند، نفرت و خشم را به فرزندان و اطرافیانشان منتقل می‌کنند. و همانطور که شورشهای ماه خرداد بسیار گسترده‌تر از شورش‌های هجده تیر بود، شورشهای بعدی بسیار بزرگتر از شورشهای خرداد می‌شود. شورشیان هجده تیر به بسته شدن یک روزنامه اعتراض داشتند، شورشیان خرداد ماه می خواهند رئیس جمهور را عوض کنند، و خدا می داند شورش بعدی برای رسیدن به چه خواهد بود. دهه آخر خرداد ماه (و احتمالا تیر ماه) سال 88، سیاهترین روزهای تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی -تا به امروز- خواهد بود. هیچ کس این را فراموش نمی‌کند.

پ.ن: چه سال نحسی شد این سال 88.