فضولی

From 1



دروغ چرا؟ آره آقا جان، من از فضولی کردن لذت می‌برم. اصلا کدام آدم نرمالی پیدا می‌شود که از فضولی کردن لذت نبرد؟
اما گذشته از این، فکر نمی‌کنم گوش دادن به مکالمات کسی که بلند بلند با تلفن همراهش صحبت می‌کند و جلوی آدم قدم می‌زند فضولی محسوب بشود. این موقعیت بسیار مغتنم، موقع استراحت کردن در حیاط مرکزی کتابخانه ملی، زیاد پیش می‌آید و از اقبال خوش من، معمولا کسانی که در این حیاط گرم گفتگو می‌شوند، آنقدر غرق می‌شوند که توجهی به نگاه متعجب یک آدم آرام و بی‌حال ندارند.
من به حرفهای آنها گوش می‌دهم و گاه بسیار متعجب می‌شوم؛ از اینکه می‌بینم بعضی آدمها چقدر باهوشند؛ چقدر فریبکارند؛ چقدر قاطعند؛ چقدر حساسند؛ چقدر با من فرق دارند (و اغلب از من برترند).
یکبار با گوش دادن به یکی از این مکالمات، راه‌های پیچیده چاپلوسی کردن برای اساتید دانشگاه و سپس در محذور قرار دادن و امتیاز گرفتن از آنها را یاد گرفتم (که البته دیگر به دردم نمی‌خورد!).
امروز هم یک دختر خانمی داشت تحلیلش را از شخصیت اعضای مختلف گروه‌شان برای طرف مقابل تشریح می‌کرد و من دهانم باز مانده بود که بر اساس چه استدلالهای ظریفی، برداشت خودش را از شخصیت آنها اثبات می‌کند.
حداقل حسن این فضولی‌ها این بوده که متوجه شده‌ام که چقدر از مرحله پرتم.